
بار هزار حسرت را به دوش می کشیم هنوز..
که یک عمر خاطره هایمان را در تابوت گذاشتیم و بردیم...
سایه های اندوه سنگین شده اند.چهل روز است که پرستوی مهاجر به وصال رسیده است..
چهل روز است که نیمه های شب صدای مرغ سحر را نمی شنود..
چهل روز است که وجدان شهر به خواب رفته است.
چهل روز است که می گوییم "پرواز را به خاطر بسپار.."مرگ پایان کبوتر نیست..
اما واقعیت تلخ تر از این حرف هاست.هنوز نمی دانیم چقدر دست نوشته و دل نوشته هست که یتیم شده است..
معلم فریاد می زند هنوز:
كتـابيم نوشتـــه ســــــي بِـيـْبـونـيـا……. كِه نَعْفــِــيْ هَوُي روز روشِه ديـــــــا
یاد "مح شفی تولهی" بخیر…
و حالا این ماییم و ادامه ی تاریخ زندگی در این شهر..
راستی چهل روز گذشت..
و اینک در آستانه ی چهلمین روز هجران شاعر،محقق و نویسنده ی فقید بهبهانی،زنده یاد،روان شاد استاد تقی آصفی روز پنجشنبه،31 اردیبهشت 88،در مسجد حضرت آیت الله ناظم الشریعه (ره) گرد خواهیم آمد و دل های تنگ خویش را به دیدار تنهاییش خواهیم برد..